کد مطلب: 12118
 
نامه یک بی شناسنامه
محمود شم آبادی
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۵
۱
 
راستی آقای رییس جمهور من خیلی گلابی دوست دارم. زمان رییس جمهور قبلی گوجه خیلی گران شد ولی ایشان فرمودند که از محله ما گوجه بخرید. ما که نمی دانیم محله رییس جمهور کجاست ولی انگار میوه فروشی هایش میوه های خوبی دارند.
سلام علیکم آقای رییس جمهور
من یک فرد روستایی هستم که شناسنامه ندارم و چون شناسنامه ندارم؛ بی سواد بزرگ شدم. یک بار که تلویزیون را نگاه می کردم دیدم که می گویید: « یک عده بیسواد بیشناسنامه...» من از همان موقع علاقه ام به شما چند برابر شد، چون فکر کردم با من صحبت می کنید.

لابد تعجب می کنید که این نامه را چگونه نوشته ام؟ همان طور که عرض کردم من سوادی ندارم و این نامه را فرد محترمی برایم می نویسد که نمی دانم چرا می ترسد نامش را بگویم.من خودم دیدم که شما در تلویزیون می گفتید: « نبندید دهان ها را، نشکنید قلم ها را» اما هر چه به این آقای محترم می گویم قبول نمی کند و می گوید: «برادر بزرگوار دست از سر کچل من بردار!»

آقای رییس جمهور من سوادی ندارم اما همیشه اخبار را نگاه می کنم و می دانم هر که دروغ گوید مسئولین دروغ نمی گویند. دیشب شنیدم که می گفتید: «بیکاری مهمترین مشکل کشور است.» برادرم که برخلاف من باسواد است، آهی کشید و گفت «نوشدارو بعد مرگ سهراب...» من که نفهمیدم منظورش چه بود. هر چه بهش گفتم که به معجزه باور داشته باشد. هرچه نباشد برجام که بزرگترین معجزه قرن و آفتاب تابان است؛ حتما می تواند برای بیکاری جوانان هم معجزه کند. هر چه گفتم او به معجزه باور ندارد. تا قبل برجام من خودم می ترسیدم آب بخورم، به تمام آبها مشکوک بودم ولی حالا با خیال راحت آب می خورم.

من خیلی برای برادرم که بیکار است غصه می خورم. حتما شما هم در این ۳ ساله خیلی برای بیکاری جوانان غصه خورده اید. برای همین تصمیم گرفتم به شما نامه بنویسم. البته شنیده ام که برادرتان بسیار کار راه انداز است و خیلی ها را سرکار می گذارد. برادرم نگذاشت که به او نامه بنویسم و گفت: « ما نه خونمان از بقیه سرخ تر است و نه سرخه ای هستیم.» این جوانها هم چیزهای عجیبی می گویند. شما که به فکر کنسرت، هنر و ورزش و...جوانان هستید، یک شغل کوچک هم برای برادر ما جور کنید؛ ممنون می شوم. برادرم مدتی هم رفتگر شهرداری بوده، اگر در صندوق فرهنگیان چیزی باقی مانده می تواند جارو بزند. البته این را خودش گفت و لبخندی زد.

راستی آقای رییس جمهور من خیلی گلابی دوست دارم. زمان رییس جمهور قبلی گوجه خیلی گران شد ولی ایشان فرمودند که از محله ما گوجه بخرید. ما که نمی دانیم محله رییس جمهور کجاست ولی انگار میوه فروشی هایش میوه های خوبی دارند. از گوجه و هلو گرفته تا سیب و گلابی. می خواهم یک روز به آن باغی که شما گفتید بروم و کمی گلابی بخرم. فقط خدا کند گلابی هایش کرم خورده نباشند.
دوستدار شما یک بی شناسنامه
Share/Save/Bookmark


Romania
۱۳۹۵-۱۱-۲۹ ۲۱:۲۹:۳۶
مشخص کاملا افراطی نویسنده (43640)